→ دیوان اشعارصائب
صائب
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۵۲۰۱زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۲بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۳نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۴نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۵غوره من شد مویز از سردی دنیای خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۶زخم ما را بستر آرام باشد از نمک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۷قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۸نه شبنم است چمن را به روی آتشناک←غزل شمارهٔ ۵۲۰۹زبس که کرد نهان چرخ نقد جان درخاک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۰کناره گیر ازین قوم بی مروت خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۱بر من مریز اشک ترحم به زیر خاک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۲از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۳جمعی که پیش خلق گذارند به خاک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۴داده است بس که سینه صافم جلای اشک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۵از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۶از ترزبانیم نشد آسوده کام خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۷خامش نمی شوم چو جرس بادهان خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۸دل را نکند گریه ز اندوه جهان پاک←غزل شمارهٔ ۵۲۱۹از گرد خط آن غنچه مستور شود خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۲۰زلف تو نفس در جگر باد کند مشک←غزل شمارهٔ ۵۲۲۱ندامت بود بار مطلوب خشک←غزل شمارهٔ ۵۲۲۲جلوه های مختلف دارد شراب لاله رنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۲۳پای سعی دیگران آمد گر از صحرا به سنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۲۴می کند بتگر اگر بت زمان حاصل ز سنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۲۵می شود دایره خلق ز بیماری تنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۲۶می زنم گرم ز بس تیشه خود بر رگ سنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۲۷پیش چشمی که ز کان لعل برون آورده است←غزل شمارهٔ ۵۲۲۸جهان فروز چنان گشت باده گلرنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۲۹به چشم راه شناسان بود بیابان تنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۳۰آمد بهار و شد در و دیوار لاله رنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۳۱از روی لاله گون تو در خون تپید رنگ←غزل شمارهٔ ۵۲۳۲از تنک رویی شود همصحبت هر خار گل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۳چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۴خنده کردی درگلستان تازه شد ایمان گل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۵عندلیب ما ندارد تاب استغنای گل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۶نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۷نتابد از شکست خلق رو گوهرشناس دل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۸نمی گردند ارباب بصیرت از خدا غافل←غزل شمارهٔ ۵۲۳۹بدر از روشنی عاریه گردید هلال←غزل شمارهٔ ۵۲۴۰عشق را نغمه داود بود شیون دل←