شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسلیم تهرانی
سلیم تهرانی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۶۰۱پرتوی هردم به دل فیض الهی افکند←شمارهٔ ۶۰۲دلم امشب ز جنون چون خم می جوشان بود←شمارهٔ ۶۰۳سری دارم چو مغزش در میان درد←شمارهٔ ۶۰۴می‌کشان روی تمنا کی به زمزم می‌نهند←شمارهٔ ۶۰۵از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود←شمارهٔ ۶۰۶می بده ساقی که حسن باغ و بستان می‌رود←شمارهٔ ۶۰۷چو گل به آب روان شد، چو می به تاب آمد←شمارهٔ ۶۰۸آیینه را چو نوبت دیدار می‌رسد←شمارهٔ ۶۰۹ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود←شمارهٔ ۶۱۰آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند←شمارهٔ ۶۱۱تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود←شمارهٔ ۶۱۲نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد←شمارهٔ ۶۱۳دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند←شمارهٔ ۶۱۴پیاله چون به من از دست او حواله شود←شمارهٔ ۶۱۵ز فیض شمع رخت ذره آفتاب شود←شمارهٔ ۶۱۶دل در طلب چه گوش به صوت درا کند←شمارهٔ ۶۱۷هر طرف جلوه کند، روی به ما بنماید←شمارهٔ ۶۱۸هم‌نشین از گریهٔ من کاشکی دامان کشد←شمارهٔ ۶۱۹در عشق، دل چه ناله ی مستانه می کشد←شمارهٔ ۶۲۰از بس که مرا بخت زبون شور برآمد←شمارهٔ ۶۲۱هر سنگ ریزه، طور تجلی نمی شود←شمارهٔ ۶۲۲به یاد زلفت از هر سینه بوی مشک می‌آید←شمارهٔ ۶۲۳خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید←شمارهٔ ۶۲۴قدم هرکس به راه او نهد منزل نمی‌خواهد←شمارهٔ ۶۲۵سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد←شمارهٔ ۶۲۶بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد←شمارهٔ ۶۲۷غبار غم ز ابر نوبهاری در جهان گم شد←شمارهٔ ۶۲۸سحر که ناله مرا گرم چون جرس گیرد←شمارهٔ ۶۲۹قلم دگر به زبان حرف آشنا دارد←شمارهٔ ۶۳۰دل پی لاله‌رخان همچو صبا می‌گردد←شمارهٔ ۶۳۱چندروزه زندگی بر ما گرانی می‌کند←شمارهٔ ۶۳۲دلم از رهگذر فقر، حکایت نکند←شمارهٔ ۶۳۳معشوق ما به جلوه چو آهنگ می‌کند←شمارهٔ ۶۳۴لطف ساقی، خار از پهلوی آتش می کشد←شمارهٔ ۶۳۵مستان تواند خسته ای چند←شمارهٔ ۶۳۶شراب صحبت اهل جهان صداع آرد←شمارهٔ ۶۳۷به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد←شمارهٔ ۶۳۸به عشق، کار جز از دست من نمی آید←شمارهٔ ۶۳۹چه شد نگاه تو گر شرم ما نگه دارد←شمارهٔ ۶۴۰از غم هرکسی این سوخته تن می لرزد←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth