شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۳۶۱بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم←شمارهٔ ۳۶۲شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم←شمارهٔ ۳۶۳روی دلی ز مردم عالی نیافتم←شمارهٔ ۳۶۴قبای خود چو گل امروز پاره پاره کنم←شمارهٔ ۳۶۵موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم←شمارهٔ ۳۶۶خم گشت قد و با لب نانی نرسیدیم←شمارهٔ ۳۶۷بی تو امشب بوی خون می آید از کاشانه ام←شمارهٔ ۳۶۸نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم←شمارهٔ ۳۶۹لب گشایی به تکلم ز کلامت گردم←شمارهٔ ۳۷۰بنده مرحمت چشم سیاهت گردم←شمارهٔ ۳۷۱می روم هر سو سراغ دل ز مردم می کنم←شمارهٔ ۳۷۲صبا آورد دوش از میر عالی نامه‌ای سویم←شمارهٔ ۳۷۳ز شهر از دست تو امروز ای گل پیرهن رفتم←شمارهٔ ۳۷۴روی دلی از آن بت سرکش نیافتم←شمارهٔ ۳۷۵اشکیم تازه شور ز زمزم کشیده ایم←شمارهٔ ۳۷۶یار سرکش را به زور ناله همدم کرده ایم←شمارهٔ ۳۷۷از آن روزی که دور افتاد زان زلف دو تا دستم←شمارهٔ ۳۷۸پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم←شمارهٔ ۳۷۹گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم←شمارهٔ ۳۸۰یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتم←شمارهٔ ۳۸۱بهر سوغای عزیزان جان ز تن بیرون کنم←شمارهٔ ۳۸۲خشک است ز بی مهریی ایام دماغم←شمارهٔ ۳۸۳تا به کوی آن نگار سیمبر جا کرده ام←شمارهٔ ۳۸۴شده چون سایه از بس خاکساری جزو اعضایم←شمارهٔ ۳۸۵شبی که بوی گلت از هوا سراغ کنم←شمارهٔ ۳۸۶بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده ام←شمارهٔ ۳۸۷چهره افروخت چو گل بهر تماشا رفتم←شمارهٔ ۳۸۸به کویت از سر خود سجده مقبل نمی دانم←شمارهٔ ۳۸۹از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم←شمارهٔ ۳۹۰داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم←شمارهٔ ۳۹۱یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم←شمارهٔ ۳۹۲دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم←شمارهٔ ۳۹۳روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم←شمارهٔ ۳۹۴به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم←شمارهٔ ۳۹۵شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم←شمارهٔ ۳۹۶به گلزاری که در وی سرو قدی نیست خاموشم←شمارهٔ ۳۹۷خبر می گوید از راز درون لبهای خاموشم←شمارهٔ ۳۹۸تا گرفتم خو به سحر نرگسش جادو شدم←شمارهٔ ۳۹۹از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم←شمارهٔ ۴۰۰گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth